وقتی بحران ظرفیت میسازد
اخبار توسعه- گاهی بحرانها کشورها را میشکنند؛ گاهی آنها را بازتعریف میکنند.
ادبیات فارسی گنجینهای از حکمتهای کهن است که گویی برای چنین روزهایی سروده شدهاند. یکی از آنها همان ضربالمثل آشناست: **«عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.»** عبارتی کوتاه که تجربهای بلند از تاریخ ملتها را در خود دارد؛ اینکه گاهی فشارها و تهدیدها ناخواسته به عاملی برای آشکار شدن ظرفیتهای پنهان تبدیل میشوند.
سالهای اخیر برای ایران از پرتنشترین دورههای معاصر بوده است؛ دورهای همراه با تحریمهای اقتصادی، فشارهای مالی، تنشهای امنیتی و چالشهای اجتماعی. در نگاه نخست، این سالها بیشتر به دورهای از محدودیت و دشواری شباهت دارند؛ اما با نگاهی دقیقتر میتوان نشانههای دیگری نیز دید: دورهای که در آن بخشی از توانمندیهای نهفته کشور مجال ظهور پیدا کردند.
نخستین نشانه را میتوان در **دوام ساختار حکمرانی** دید. در منطقهای که طی دو دهه اخیر با فروپاشی یا تضعیف شدید دولتها در کشورهایی چون عراق، سوریه، لیبی و یمن روبهرو بوده است، استمرار کارکردهای اصلی دولت در ایران ـ آن هم زیر فشارهای اقتصادی و امنیتی همزمان ـ به واقعیتی قابل توجه در تحلیلهای منطقهای تبدیل شده است؛ واقعیتی که از ظرفیت نهادی برای مدیریت فشارهای پیچیده حکایت دارد.
در سطح اجتماعی نیز تصویر یکدست نیست. فشارهای اقتصادی و نارضایتیهای اجتماعی واقعیتی انکارناپذیر بودهاند، اما برخی پژوهشهای اجتماعی نشان میدهند در دورههای افزایش تهدیدهای خارجی، نوعی همگرایی مقطعی نیز شکل میگیرد. پیمایشهای ملی حاکی از آن است که در چنین مقاطعی احساس همبستگی اجتماعی میتواند حدود **۱۰ تا ۱۵ درصد** افزایش یابد؛ پدیدهای که در ادبیات علوم اجتماعی از آن به عنوان واکنش همگرایانه در شرایط تهدید یاد میشود.
در حوزه امنیتی نیز فشارهای سالهای اخیر به تقویت نوعی **بازدارندگی متکی بر توان بومی** انجامیده است. سرمایهگذاری در حوزههایی چون صنایع موشکی و فناوریهای پهپادی امروز به یکی از عناصر موازنه قدرت در غرب آسیا تبدیل شده است. توسعه سامانههای موشکی با برد بیش از هزار کیلومتر و گسترش صنایع پهپادی، که حضور آن در بیش از ده کشور گزارش شده، نشان میدهد این فناوریها تنها ابزار امنیتی نیستند، بلکه بخشی از همکاریهای صنعتی و فناورانه نیز شدهاند.
اما شاید مهمترین مؤلفه در تحلیل موقعیت ایران همان **جغرافیا** باشد. تنگه هرمز که حدود **۲۰ تا ۲۱ درصد تجارت جهانی نفت و نزدیک به ۳۰ درصد تجارت جهانی گاز مایع (LNG)** از آن عبور میکند، یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان است. در سالهای پرتنش اخیر اهمیت این مسیر حیاتی بار دیگر در گزارشهای انرژی و محاسبات ژئوپلیتیکی برجسته شد و نقش ایران را در معادلات امنیت انرژی جهانی پررنگتر کرد. در کنار آن، کریدور حملونقل **شمال ـ جنوب** نیز بهعنوان مسیری که میتواند زمان انتقال کالا میان هند و اروپا را تا حدود **۴۰ درصد** کاهش دهد، بیش از گذشته در معادلات راهبردی منطقه مطرح شده است.
در حوزه اقتصاد نیز اگرچه فشارها سنگین بودهاند، اما نوعی سازگاری تدریجی شکل گرفته است. افزایش سهم صادرات غیرنفتی به بیش از نیمی از کل صادرات، گسترش مبادلات با شرکای منطقهای و تقویت صنایعی مانند فولاد و پتروشیمی، نشانههایی از تلاش اقتصاد ایران برای بازآرایی مسیرهای تجاری و تولیدی در شرایط محدودیتهای بینالمللی است.
جمعبندی این تجربه شاید در همان حکمت قدیمی نهفته باشد: بحرانها همیشه هزینهسازند، اما میتوانند ظرفیتها را نیز آشکار کنند. سالهای پرتنش اخیر برای ایران ترکیبی از فشارهای سنگین و ظهور برخی توانمندیهای کمتر دیدهشده بود؛ از دوام نهادی و واکنشهای اجتماعی گرفته تا تقویت بازدارندگی، برجسته شدن وزن ژئوپلیتیکی و تلاش برای سازگاری اقتصادی.
در سیاست بینالملل، کشورها با آرزوهایشان سنجیده نمیشوند، بلکه با ظرفیتهای واقعیشان شناخته میشوند. بحرانها همان لحظههایی هستند که این ظرفیتها آشکار میشوند و تفاوت میان کشورهایی که صرفاً فشار را تحمل میکنند با آنهایی که از دل بحران شکل تازهای از سازگاری میسازند، دقیقاً در همین نقطه روشن میشود.