اخبار توسعه- امروز باید این واقعیت را بپذیریم که جنگ روایتها و مدیریت افکار عمومی در جهان به عنوان یک نبرد واقعی در جریان است.
صفآرایی امروزِ ایران با غاصبان آمریکایی و اسرائیلی، بدون تردید مصاف بین آزادگی و تمامیتخواهی و نقطه تلاقیِ حق و باطل در جهان امروز و پایمردی در برابرِ شقیترین انسانهای روی زمین است که در مقابل چشم جهانیان، از هیچ جنایتی شرم نمیکنند.
ایران امروز و جلوههای زیبای حضور، ایثار و فداکاری بار دیگر در میانه مذاکرات، تجاوزی که پیشبینی میشد، رخ داد و شهادت رهبر معظم انقلاب، جمعی از مدیران و فرماندهان سیاسی و دفاعی و جمع کثیری از مردم شهرهای بزرگ کشور رقم خورده است.
همزمان با تجاوز هوایی و حملات دشمن، دستگاه رسانهای استکباری با بهکارگیری انواع تکنیکهای رسانهای، فعالیتهای تخریبی و التهابآفرینی گسترده و حساب شدهای را در پیش گرفته و انصافا در جذب بخشی از جامعه و گمراه کردن موفق عمل کردهاند.
در این فضای پرآشوب و جنگ نابرابر، اما بار دیگر علاوه بر پاسخگویی جانانه نیروهای موشکی و دفاعی کشور، مردمِ شریف ایران زمین نیز، با تأسی از فرهنگ عاشورایی و مؤلفههای تمدنی، نغمه پایداری و ایستادگی را در برابر زورگویان سر دادهاند و تصاویری دیگر از حضور در صحنه، وطندوستی، مردممداری، دیگرخواهی، از خودگذشتگی، باور به حقانیت ایران و شجاعت را به نمایش گذاردهاند.
در میانه میدان، خوشبختانه نیروهای دفاعی توانستهاند دشمن را متحیر و تا حدود زیادی، پشیمان کنند. در میدان شهرها نیز، بار دیگر اجتماعات و حضور پرشور و شعور مردم شکل گرفته و شاهد حضور و انسجامی بسیار ارزشمند در سطح ملی هستیم.
آنچه این روزها دیده و شنیده میشود، بدون تردید همان حقایق جامعه ایرانی است که بار دیگر فرهنگِ جهاد و ایثار و شهادت را بازتعریف و جلوههای امید و همبستگی ملی را زنده کرده و تحسین آزادگان عالم را نیز برانگیخته است. انسجام و همبستگی ملی و حضور فعالانه اقشار مختلف اگر از خلوتی شهر و سفرهای اجباری و تعطیلیهایِ ناگزیر در شهرهای بزرگ به ویژه تهران بگذریم، آحاد جامعه و اقشار گوناگون در صحنه و در میدان حضوری فعال و آگاهانه دارند و خوشبختانه کار و زندگی در شهر و دیارمان جاری است.
تقریبا همه گروهها، سازمانها و چهرهها از اقشار مختلف در قالبهای گوناگون اعلام حضور و آمادگی کرده و در بیانیهها و نظرات خود، آمادگی برای پشتیبانی و پاسداری از وطن و آرمانهای انقلاب اسلامی ایران، بیعت با رهبر تازه انتخاب شده و تداوم راه رهبران فقید انقلاب را اعلام میکنند؛ اما این توصیف کلی، همه داستان نیست و با فرض وقوع آتشبس در روزها و هفتههای پیشرو، کارهای و ضرورتهایی هست که نباید فراموش شوند و لازم است در دستورکار همه مدیران و متولیان مربوطه باشند.
امروز باید این واقعیت را بپذیریم که جنگ روایتها و مدیریت افکار عمومی در جهان به عنوان یک نبرد واقعی در جریان است و آثار وجودی فقط یک شبکه ایران اینترنشنال، در میان اقشار مختلف استقبالکننده از جنگ و معتقد به ناجی بودن دشمن هویدا شده است. این رسانه فارسی که به وضوح به عنوان تریبون صهیونیسم عمل کرده و در سالهای گذشته توانسته اعتماد بخشی از جامعه ایران را جلب نماید، امروز با صراحت اهداف و برنامههای دشمن را به شکلی عریان ترویج میکند و بر طبل نا امیدی و جنگ داخلی، امیدواری به دشمن و در نهایت تجزیه ایران میکوبد و متاسفانه آثار مخرب آن نیز در بخشهایی از جامعه دیده میشود.
در چنین شرایطی دیگر نگاه موجود و محدود کننده فعلی به رسانهها نمیتواند تداوم یابد. رسانههای ایرانی باید مرجعیت خود را بازیابی کنند. مدیریت و راهبری رسانه ملی باید متحول شود و همزمان با ایجاد شفافیت و جذابیت در تولیدات آن، با استفاده از ظرفیتهای هنر و هنرمندان کشور و سهیم کردن همه تفکرات و گرایشها، جذب حداکثری مخاطب محقق شود و روایت به موقع، درست و شفاف از وقایع، در دستور کار آن قرار گیرد.
حفظ وحدت ملی و انسجام اجتماعی، همزمان با حراست از تمامیت ارضی وطن عزیزمان، تکلیفی مهم برای همه مدیران و اقشار سیاسی، علمی و دانشگاهی است؛ باید در عرصه سیاسی مراقبت بیشتری داشت و طوری عمل کرد که نداهای تندروانه و اختلافافکن که باعث کاهش یکپارچگی جامعه میشوند، بدون مماشات کنار زده شده و یا خاموش شوند.
ظرفیت، همت و توان بخشهای فناورانه کشور باید بیش از گذشته دیده شوند و به میدان بیایند و برای رفع نیازها و یاری رساندن به بخشهای مختلف کشور مورد توجه قرار گیرند تا تأثیرگذاری و رشد و شکوفایی دوباره زیست بومِ نوآوری و فناوری ایران مضاعف شود.
جلب رضایت و قدردانی از ملت شریف ایران که با وجود همه فشارها، استوار پای وطن و انقلاب ایستادهاند، در دستور کار قرار گیرد و با اتخاذ رویکردهایی همچون اصلاحات متناسب اقتصادی، اصلاح شیوههای حکمرانی، تقویت شفافیت و پاسخگویی، مقابله با فساد و رانت، مبارزه با انواع تبعیضها، کنار زدن باندبازیها، متناسب سازی دخل و خرج خانوادهها، روح تازهای در کالبد جامعه دمیده شود و عواملی را که باعث دلخوری مردم و دوری و انفعالشان نسبت به نظام میشود، شناسایی و از آنها اجتناب شود.
باید دست از استفادههای ابزاری و مقطعی از هنر و هنرمندان برداشته شود. هنر و هنرمندان در همه دورههای تاریخی، محملی برای کمک به بازآفرینی هویت ملی بوده که با روایت جذاب تاریخ، ارزشها و زیباییهای ملی و ایجاد زبانی مشترک میان اقوام و اقشار جامعه، موجب تقویت حس مشترک تعلق به فرهنگ و سرزمین شده است. رشیدی گفت: لازم است میدان برای حضور فعال هنرمندان ایرانی فراهم شود و بهرهگیری از ظرفیت بالای اقشار مختلف ایشان، در دستور کار قرار گیرد و به این ظرفیت عظیم فرهنگی موجود، به طور واقعی و نه مقطعی، فرصت داده شود تا بتوانند به عنوان عامل تقویت وحدت و همدلی و افزایش تابآوری در جامعه عمل کنند و با تصویر عظمت فرهنگی و تاریخی ایران، در سطح ملی و بینالمللی، غرور ملی و اعتمادبهنفسِ جمعی را تقویت کنند.
باید تدبیری کرد که اندیشمندان و اهالی فکر و قلم و منتقدان نیز در کنار ملت و مدافعان کشور قرار گیرند و در فرهنگسازی مفاهیم و مولفههای وحدت آفرین، نقش خود را ایفا کنند و با حمایت از آثار و تولیدات ادبی و هنری سهم ملی این قشر در جامعه در امتداد دفاع از وطن و یاری مدافعان کشور قرار گیرد.
میتوان با استفاده از ظرفیت نویسندگان و شاعران، داستان این جنگ از زاویهای دیگر روایت شود و قدرت عشق به وطن و مقاومت و امید به آینده را تبیین کرد.
ما مردم ایران، با وجود همه غمها و دلهرههای موجود، باید هوشیار و فعال بمانیم و آرامش و انسجام خود را حفظ کرده و به نیروهای مسلح و مجموعه مدیدیتی کشور اعتماد کنیم و فراموش نکنیم بر اساس آموزههای قرآنی و تجربههای تاریخی، در این نبرد، دست برنده با ما است.