همچو سرو؛ روایتهایی از ایستادن، ساختن و ادامه دادن/ جنگ آدمها را بزرگ میکند
اخبار توسعه– پنل انتقال تجربه رویداد ملی “همچو سرو” که روایتهایی از ایستادن، ساختن و ادامه دادن به همت مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران با حضور ناصر نادری مسئول گروه مستندسازی بدون مرز، حجتالاسلام محمدرضا جوانآراسته مدیر مدرسه مهارتآموزی مبنا، حامد شکیبانیا، مستندساز و سارا عرفانی مدرس داستاننویسی
برگزار شد.
جوانآراسته: منشاء روایت، یادداشتهای روزانه است
حجتالاسلام محمدرضا جوانآراسته، مدیر مدرسه مهارتآموزی مبنا در ابتدای این پنل، گفت: نوشتن یادداشت روزانه در روزهای جنگ برای من، یک کار بینهایت ساده بود. نوشتن یادداشت روزانه من در یک گوشه کشور به درد کی میخورد؟ جواب واقعی آن، این است که اول به درد خودم میخورد و چند نفری که صدای من به آنها میرسید!
وی با بیان اینکه ویژگی نوشتن یادداشت روزانه این است که هر آن میتوانید تولید کنید، گفت: کارویژه خودم، که وظیفه خودم میدانستم هر روز انجام دهم، نوشتن یادداشت روزانه از هر چیزی بود. نوشتن اینکه آدمها در خیاباناند یا هر موضوع دیگری در روزهای جنگ، معنایی تولید میکند و آن معنا، شکستن تصویر در برابر اخباری است که تصویر غلط ایجاد میکند.
حجتالاسلام جوانآراسته افزود: یادداشتها، جرقهها را میسازد و آدمها را امیدوار میکند. اگر من هر روز یادداشت روزانه نوشتم، حتما بعد از چند روز در بین این خرده یادداشتها، ماده خام ساختن روایت هم پیدا میکنیم.
عرفانی: جنگ، آدمها را بزرگ میکند
در ادامه این پنل، سارا عرفانی، نویسنده و مدرس داستاننویسی با تاکید بر اینکه جنگ آدمها را بزرگ میکند، گفت: این چیزی بود که در اتفاقاتی که در جنگ افتاد، برای همه ما تجربه شد.
وی با بیان اینکه در جنگ، من برای اولین بار من به سراغ عکاسی رفتم، گفت: داستاننویسی، نوشتن در خلوت خودمان در اتاق و در دنیای درونی خودمان است و عکاسی برعکس آن، به ویژه اگر عکاس شهری و خبری باشید. بنابراین عکاسی با روحیه درونگرا متفاوت است و من از این میترسیدم.
عرفانی با اشاره به عکاسی در روزهای جنگ در تهران، گفت: من قصد داشتم عکسهایم در کنار روایتهای خبریام قرار بگیرد، اینکه بتوانم روایتهایی بنویسم و کنارش عکسهایی باشد.
مدرس داستاننویسی افزود: در زمان برگشت از یکی از محلهای اصابت یک روز، اتفاق جالبی افتاد. در راه در یک ایست بازرسی ایستادم و مجوز عکاسی ام را نشان دادم. فرمانده با خواندن مجوز من رو به سربازان گفت: “خانم عکاس جنگاند، با ایشان همکاری کنید.”
عرفانی افزود: آن لحظه با این سخن فرمانده، انگار نفس راحتی کشیدم از اینکه کار من ارزش دارد که فرمانده نشان عکاس جنگ را به من داد. پس، عکس های آنجا را با اعتماد به نفس بیشتری گرفتم و به این نتیجه رسیدم که “جنگ آدمها را بزرگ میکند.”
نادری: ایراندوستی در ایرانیان مصادیق عجیبی دارد
در ادامه پنل، ناصر نادری، مستندساز و مسئول گروه مستندسازان بدون مرز نیز از تجربههای خود برای مستندسازی در روزهای جنگ گفت.
وی افزود: نکته اصلی این است که آنچه من در جنگ ۴۰ روزه دیدم، این بود که آدمها با سلایق مختلف و نگاههای سیاسی مخالف به ایران برمیگشتند چون نگران ایران شده بودند.
نادری افزود: صحنههای عجیبی در جنگ دیدیم. در مرز رازی یک آمبولانس ترکیهای دیدیم که متوجه شدیم پیکر مردی از هانوفر آلمان است که بنا به وصیتش به ایران منتقل میشد و با ۳ پرواز آمده بود.
وی خاطرنشان کرد: ایراندوستی در ایرانیان مصادیق عجیبی دارد، به طوری که در روزهای جنگ در مرز رازی مواجه با یک رویداد پارادوکسیکال شدیم. کسی از مرز خارج نمیشد، بلکه همه میآمدند تا در جنگ کنار خانوادهشان باشند.