بهبود مهارتهای ارتباطی کودک فاقد کلام مبتلا به اتیسم با استفاده از روشهای غیرکلامی مبتنی بر شواهد
به گزارش اخبار توسعه، دکتر رویا محمدی، کاندیدای دکتری تخصصی گفتاردرمانی و آسیبشناس گفتار و زبان، با اشاره به اجرای این مطالعه اظهار کرد: حدود یکسوم از افراد مبتلا به اختلال طیف اتیسم هرگز به گفتار کارکردی دست نمییابند و همین مسئله آنها را در معرض مشکلات ثانویهای مانند انزوا، پرخاشگری و دشواریهای رفتاری قرار میدهد. در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر آموزش گفتار نهتنها اثربخش نیست، بلکه میتواند منجر به اتلاف زمان، هزینه و فرسودگی خانوادهها شود.
وی افزود: این پژوهش بهصورت یک گزارش موردی بر روی یک کودک ۷ سال و ۲ ماهه فاقد کلام انجام شد و هدف آن بررسی تأثیر استفاده همزمان از نظام ارتباطی تبادل تصویر و تکنیک آموزش میلیو پیشزبانی بر مهارتهای پیشزبانی، زبانی و شاخصهای شدت اتیسم بود؛ رویکردی که در منابع علمی بینالمللی مبتنی بر شواهد شناخته میشود، اما در فضای بالینی فارسیزبان کمتر مورد استفاده قرار گرفته است.
دکتر محمدی با اشاره به نوآوری این مطالعه گفت: والدین و حتی برخی درمانگران، گفتار را تنها راه ارتباط مؤثر میدانند، در حالیکه برای برخی کودکان مبتلا به اتیسم شدید، دستیابی به گفتار عملکردی امکانپذیر نیست. این پژوهش نشان داد که استفاده از روشهای غیرکلامی میتواند یک مسیر ارتباطی کارآمد، انسانی و مؤثر ایجاد کند و حق طبیعی برقراری ارتباط را برای این کودکان فراهم سازد.
وی تصریح کرد: اجرای این مداخله منجر به کاهش مشکلات رفتاری و قشقرق، بهبود تعامل کودک با خانواده و افزایش توانمندی ارتباطی شد. نکته قابل توجه آن بود که علیرغم پیشآگهی ضعیف برای دستیابی به گفتار، نشانههایی از رشد گفتاری محدود مانند افزایش صداسازیها و کلمات بیانی نیز مشاهده شد.
این آسیبشناس گفتار و زبان با اشاره به موانع موجود در کاربرد روشهای ارتباطی جایگزین در ایران خاطرنشان کرد: کمبود آموزش دانشگاهی، گرانی یا نبود ابزار، پذیرش اجتماعی محدود و آگاهی ناکافی درمانگران و خانوادهها از جمله عواملی است که موجب شده این روشهای مؤثر کمتر به کار گرفته شوند، در حالیکه نتایج این پژوهش میتواند انگیزهای برای بازنگری در رویکردهای درمانی رایج باشد.
دکتر محمدی با قدردانی از راهنماییهای دکتر ریحانه محمدی، عضو هیئت علمی گروه گفتاردرمانی، تأکید کرد: توسعه پژوهشهای کاربردی در حوزه اتیسم، بهویژه در زمینه مهارتهای ارتباطی، ضرورتی انکارناپذیر است. پژوهش میتواند پلی میان دانش تخصصی، کار بالینی و سیاستگذاری سلامت باشد و به طراحی مداخلات مؤثرتر و خدمات حمایتی کارآمدتر منجر شود.
وی در پایان با اشاره به برنامههای آینده اظهار کرد: تمرکز اصلی فعالیتهای آتی بر معرفی و گسترش درمانهای مبتنی بر شواهد، انتقال دانش پژوهشی به بالین، آموزش مستمر درمانگران و ارتباط مؤثر با سیاستگذاران سلامت خواهد بود؛ مسیری که در نهایت میتواند به بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال طیف اتیسم و خانوادههایشان منجر شود.