مرور سیستماتیک عوامل خطر و محافظتکننده اختلالات مصرف مواد در سطح جهان
اخبار توسعه- دکتر روژان خضری، دانشجوی سال آخر دکترای تخصصی اپیدمیولوژی، در تازهترین پیام پژوهشی خود به معرفی نتایج یک طرح تحقیقاتی نوآورانه با عنوان «مرور سیستماتیک عوامل خطر و محافظتکننده اختلالات مصرف مواد در سطح جهان» پرداخت؛ طرحی که به گفته وی، بر اساس دانش موجود، تاکنون مشابه آن توسط پژوهشگران ایرانی انجام نشده و اجرای آن بیش از دو سال به طول انجامیده است.
دکتر خضری با سابقه فعالیتهای علمی، پژوهشی و اجرایی در حوزه سلامت عمومی و اپیدمیولوژی، این پروژه را در چارچوب مطالعات پیشرفته علّی و با تمرکز بر اختلالات مصرف مواد به انجام رسانده است. این پژوهش با راهنمایی علمی استاد گرانقدر، دکتر متولیان، طراحی و اجرا شده و حاصل تلاش مستمر یک تیم پژوهشی در یک بازه زمانی طولانیمدت است. وی گفت: هدف از اجرای این پژوهش، مرور سیستماتیک و علّی شواهد علمی موجود درباره عوامل خطر و عوامل محافظتکننده اختلالات مصرف مواد و تبیین تعامل پیچیده میان ژنتیک و محیط در بروز این اختلالات بوده است.
وی افزود: این پژوهش با بهرهگیری از روش تصادفیسازی مندلی (Mendelian Randomization) که یکی از قدرتمندترین رویکردها برای استنتاج روابط علّی در مطالعات مشاهدهای محسوب میشود، انجام شده و تلاش کرده است اثر عوامل مخدوشکننده و علیت معکوس را که در مطالعات سنتی وجود دارد، به حداقل برساند.
دکتر خضری گفت: در این مرور نظاممند، ۷۴۹ مطالعه تصادفیسازی مندلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت که نتایج آن نشان داد عوامل روانشناختی، نسبت به عوامل صرفاً زیستی و اجتماعی، سهم برجستهتری در افزایش یا کاهش خطر بروز اختلالات مصرف مواد دارند.
وی خاطرنشان کرد: یافتههای این پژوهش در چارچوب یک مدل زیستی–روانی–اجتماعی تفسیر شده و با نظریههای معتبر حوزه اعتیاد، از جمله نظریه شخصیت سهبعدی، نظریه اختلال تنظیم مهار و نظریه دروازهای، همراستا است؛ امری که اعتبار علمی نتایج و قابلیت کاربرد آنها را افزایش میدهد.
مجری این طرح پژوهشی با اشاره به زمانبر بودن اجرای پروژه بیان کرد: طراحی، اجرا و تحلیل این پژوهش بیش از دو سال به طول انجامیده و بر اساس دانش موجود، تاکنون نمونهای مشابه از این نوع مرور علّی و نظاممند در سطح پژوهشهای ایرانی انجام نشده است.
وی تأکید کرد: نتایج این مطالعه میتواند نقش مهمی در هدایت سیاستگذاران سلامت عمومی، درمانگران و برنامهریزان حوزه اعتیاد ایفا کند؛ چرا که شناسایی دقیق مسیرهای علّی، زمینه را برای طراحی مداخلات پیشگیرانه هدفمند، کاهش نرخ عود بیماری و بهبود کیفیت زندگی بیماران و خانوادهها فراهم میسازد.
دکتر خضری با اشاره به اهمیت انتقال یافتههای علمی به عرصه عمل افزود: دادههای حاصل از این پژوهش میتواند در تدوین برنامههای آموزشی، بهداشتی و حمایتی مؤثرتر به کار گرفته شود و در نهایت به کاهش هزینههای اقتصادی و بار روانی–اجتماعی ناشی از اعتیاد در جامعه منجر شود.
وی همچنین با قدردانی از راهنماییهای علمی دکتر متولیان، استاد راهنمای این طرح، خواستار حمایت بیشتر مسئولان از پژوهشهای میانرشتهای در حوزه سلامت روان و اعتیاد شد و گفت: تأمین منابع مالی پایدار، توسعه زیرساختهای فناورانه، دسترسی به بانکهای داده و تقویت همکاریهای بینالمللی از الزامات توسعه پژوهشهای کاربردی در این حوزه است.
این پژوهشگر در پایان، توسعه مطالعات علّی، استفاده از فناوریهای نوین ژنتیکی و بهرهگیری از مدلهای پیشبینی مبتنی بر هوش مصنوعی را از برنامههای آینده این مسیر پژوهشی عنوان کرد و تصریح کرد: هدف نهایی، طراحی راهکارهای علمی، شخصیسازیشده و مبتنی بر شواهد برای پیشگیری و مدیریت مؤثر اختلالات مصرف مواد و ارتقای سلامت جامعه است.