بررسی فرایندهای واجی کودکان دوزبانه عرب-فارسزبان ۳- ۶ ساله خرمشهر، طرح مصوب مرکز تحقیقات توانبخشی
به گزارش اخبار توسعه، خانم دکتر مریم ترامشلو، دانشیار گروه گفتاردرمانی، دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران میباشند. دارای مدرک دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه علوم پزشکی تهران هستند و بیش از ۸ سال سابقه تدریس و پژوهش در حوزههای گفتار و زبان، به ویژه اختلالات گفتاری و اختلالات بلع و تغذیه در کودکان را دارند. در حوزه عملی، سالها تجربه بالینی در ارزیابی و درمان کودکان با اختلالات گفتاری دارند.
دلیل اصلی انتخاب این طرح، نیاز به بررسی فرآیندهای واجی در کودکان دو زبانه عربی-فارسی بود، زیرا تحقیقات قبلی عمدتاً بر کودکان تکزبانه تمرکز داشتند و اطلاعات کمی در مورد تأثیر تعامل دو زبان عربی و فارسی بر رشد گفتار وجود داشتند. به عنوان یک متخصص گفتاردرمانی در منطقهای مانند خوزستان که جمعیت دو زبانه قابل توجهی دارد، مشاهده کردند که کودکان اغلب به اشتباه با اختلالات زبانی تشخیص داده میشوند، در حالی که بسیاری از الگوهای گفتاریشان طبیعی و ناشی از دو زبانه بودن آنها میباشد. این پژوهش برای پر کردن این خلأ علمی و کمک به تشخیص دقیقتر طراحی شد. در این پژوهش، آقای محمد رضا مبصری (گفتاردرمانگر و همکار پژوهشی) و خانم دکتر لیلا قلیچی (دانشیار گروه گفتاردرمانی) همکاران اصلی بودند. همچنین، از حمایت مالی مرکز تحقیقات توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران و همکاری مراکز آموزشی شهر خرمشهر برای نمونهگیری بهره بردهاند.
این پژوهش، یک مطالعه توصیفی-تحلیلی مقطعی است که بر روی ۹۲ کودک دو زبانه انجام شد. در این مطالعه، با استفاده از آزمون واجی فار (PPT)، فرآیندهای واجی مانند ساختار هجا (مانند حذف همخوان میانی و حذف هجا) و جانشینی (مانند پیشینشدگی و پسینشدگی) بررسی شدند. ویژگیهای اصلی، تمرکز بر جامعه دو زبانه خاص (عربی-فارس زبان)، تحلیل تأثیر سن و جنسیت بر الگوهای واجی و استفاده از آمار توصیفی با نرمافزار SPSS بود. نوآوریهای این مطالعه، شامل مطالعه سیستماتیک بر روی کودکان دو زبانه عربی-فارسی در ایران، شناسایی فرآیندهای واجی نادر در این گروه که با کودکان تکزبانه متفاوت است، و پیشنهاد کاربرد یافتهها در برنامههای غربالگری زودرس بود. محورهای اصلی شامل مقدمه بر اهمیت دو زبانه بودن، روششناسی (نمونهگیری تصادفی، معیارهای ورود/خروج)، یافتهها (کاهش فرآیندها با افزایش سن، تفاوت جنسیتی) و نتیجهگیری برای کاربردهای بالینی بود.
این پژوهش به طور کامل اجرا شده و یافتهها در قالب مقاله علمی آماده شده و میتواند آغازگر اتفاقات بعدی مانند استفاده در برنامههای آموزشی گفتاردرمانگران، طراحی ابزارهای غربالگری برای کودکان دو زبانه در مناطق مرزی و ادغام در پروتکلهای تشخیص اختلالات گفتاری باشد. همچنین، نتایج میتواند پایهای برای مطالعات طولی آینده باشد. این پژوهش در راستای حل مشکلات مرتبط با تشخیص و درمان اختلالات گفتاری در کودکان دو زبانه میتواند کمک کننده باشد. طبق شواهد موجود در شهری مانند خرمشهر که والدین و متخصصان ممکن است، الگوهای طبیعی گفتاری ناشی از دو زبانه بودن را با اختلالات گفتاری اشتباه بگیرند، دادههای منتج از این پژوهش میتواند منجر به تشخیص درست و مداخله مناسب شود. همچنین یافتهها کمک میکند تا فرآیندهای واجی طبیعی شناسایی شود، برنامههای غربالگری زودرس طراحی گردد و درمانهای هدفمند برای کودکان واقعی مبتلا ارائه شود. در نهایت، این کار به بهبود کیفیت زندگی کودکان، کاهش استرس خانوادهها و افزایش آگاهی جامعه در مورد رشد زبانی در محیطهای دو زبانه کمک میکند.
انتظار میرود مسئولین و متولیان امور پژوهشی، حمایت مالی و تجهیزاتی بیشتری برای تحقیقات میدانی در مناطق مرزی فراهم کنند، زیرا این نواحی اغلب نادیده گرفته میشوند. همچنین، توسعه همکاریهای بینالمللی با کشورهای عربی برای مقایسه دادهها مفید است. راهکارهای پیشنهادی شامل تخصیص بودجه ویژه برای مطالعات دو زبانه، ایجاد بانک دادههای زبانی ملی، آموزش گفتاردرمانگران چند زبانه، و ادغام یافتههای پژوهشی در برنامههای آموزشی مدارس و مهدکودکها میباشد. علاوه بر این، برگزاری کنفرانسهای تخصصی برای اشتراکگذاری نتایج میتواند توسعه این فعالیتها را تسریع کند.